گفتگو آقای امیر سامان  میرزایی ،مدیرعامل ساخارا و آژیانه با خانم نبی زاده روزنامه نگار
با خانم نبی زاده در نمایشگاه سنگ 96 آشنا شدم.روزنامه نگاری جوان با کنجکاوی مخصوص  روزنامه نگاران در گپ و گفتی دوستانه در باب سنگ از ایشان پرسیدم که چگونه با دنیای سنگ آشنا شده اند! در همان ابتدا متوجه شدم که ایشان هم دچار درد "سنگ" هستند.درد کشور و درد صنعت.کنجکاو بودم که بدانم نگاه ایشان بعنوان یک روزنامه نگار و تازه وارد به صنعت سنگ چگونه است.نتیجه کنجکاوی ام به شرح زیر در آمده است.

"کز سنگ ناله خیزد"

لطفا خودتان را معرفی کنید

سعیده نبی‌زاده هستم کارشناس رسانه در گروه رسانه ای دنیای اقتصاد.

چگونه با صنعت سنگ آشنا شدید؟

در جریان برگزاری نمایشگاه دهمین نمایشگاه سنگ ایران به توصیه برخی فعالان این حوزه و با توجه به خلاء اطلاعاتی موجود در صنعت سنگ در بخش رسانه کشور تصمیم گرفتم شروع به بررسی فرصت‌ها و چالش‌های صنعت سنگ کنم.

چه مدت است که با این صنعت آشنا شدید؟ دیدگاه شما نسبت به صنعت سنگ چه بود و ار کجا شکل گرفته بود؟

از عمرآشنایی من با صنعت سنگ یک‌سال می‌گذرد. قبل از این آشنایی تصویری زیبا از صنعت سنگ در ذهن من بود. ارمغانی خدادای در چرخه اقتصادی کشور، که می‌توانست زمینه‌ساز معرفی وطنم در اماکن مختلف دنیا شود. عمر طولانی این محصول در حقیقت به‌مثابه ماندگاری نام ایران در بازارهای بین‌المللی بود. کشوری با غنای معادن سنگ تزئینی در جایگاه نخست دنیا.

آیا پس از آشنایی با این صنعت دیدگاه شما نسبت به آن تغییر کرد؟

پس از آشنایی با حوزه سنگ به‌راستی دچار شکست ساختار در دیدگاهم نسبت به صنعت سنگ شدم. واقعیتی تلخ که کماکان رنج آن مرا همراهی می‌کند. در شرایطی که کشور در رکود اقتصادی به‌سر می‌برد و عده زیادی از جوانان کشور به دنبال اشتغال و کسب درآمد هستند، نعمت‌های خدادادی این‌چنین بدون بهره مناسب، در صنعت سنگ در حال هرز رفتن است. رتبه نخست در معادن سنگ تزئینی تنها ویترینی زیبا از صنعت سنگ بود ولی وقتی وارد آن شدم دیدم خروجی‌های صنعت سنگ در دنیا جایگاهی بهتر از رتبه هفدهم یا بیستم نصیب کشورم نکرده است. این همه اختلاف، به راستی دلیل بروز این شکاف عمیق در بدنه صنعت سنگ چه بود؟ شاید برخی تصور کنند من در نقد اولیه دولت و مشکلات مدیریتی را در صدر مصائب صنعت سنگ قرار دهم؛ اما جالب است بدانید آن چه بیش از همه برای من تکاندهنده بود عدم وجود روحیه همکاری، هم‌افزایی یا به تعبیر ساده همدلی برای کسب منافع ملی بین فعالان حوزه سنگ بود.

 

منظورتان از فقدان روحیه همکاری و هم‌‌افزایی در این صنعت چیست؟ نمونه‌های از آن سراغ دارید که برای ما بیان کنید؟

این مشکلی بود که هرچه بیشتر صنعت سنگ را بررسی کردم بیشتر به عمق فاجعه آن پی بردم. ایتالیا یک سوم معادن سنگ تزئیننی ما را دارد اما صادراتش بیست برابر کشور ماست. همسایه ترک زبان ما در طول پانزده سال گوی سبقت را از ما ربودند و در حالی که معادن کمتری نسبت به ما دارند سهمی 20 درصدی از بازار جهانی را سر سفره مردم خود گذاشته است، درحالی که سهم مردم کشور من کمتر از یک درصد است. تصور می‌کنم به جای نقد دولت و شرایط موجود، ابتدا باید ریشه این مشکل را شناسایی و معرفی کرد. من دلیل این اختلاف‌ در آمار و ارقام را در وحله اول اختلاف نظرهای موجود در بین فعالان حوزه سنگ میدانم. من تاجری را دیدم که برای معرفی سنگ وطنم در دنیا، دو سال زحمت کشیده بود اما روزی مطلع شد که کارخانه‌داران در حال فروش آن سنگ به قیمت یک سوم هستند. من معدن‌دارانی را دیدم که به‌جای تامین مواد اولیه کارخانجات وطنی اقدام به‌ خام‌فروشی سنگ می‌کنند. کارخانه‌دارانی را دیدم که سود بالای 50 درصد را در سبد خود گذاشته و سهم معدن‌دار را زیر 10 درصد در نظر گرفته‌اند، آیا اگر همین فاصله‌ها را کم کنیم خوان نعمت صنعت سنگ در گستره کشور پهن نمی‌شود

نمایشگاه سنگ
 

آیا شما اعتقاد دارید این صنعت بر ساختاری مناسب برای رشد و توسعه بنا نهاده نشده است؟دیدگاه شما برای بهبود وضعیت کنونی چیست؟

 در حقیقت این اختلافات، این منافع شخصی، این تک‌روی‌ها با سازوکاری به‌هم ریخته و غیرهماهنگ در حال از بین بردن منابع ارزشمند وطنی است که سهم تمامی مردم کشور است. هر منبعی که درصنعت سنگ هرز برود می‌تواند فرصت کسب درآمد خانواده‌ای باشد.  وقتی روحیه هم‌دلی بین فعالان وجود نداشته باشد، اصولا چگونه می‌توان سیستمی بوجود آورد که حال راجب آن سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی شود. اگر اجزای سیستم با هم هماهنگ و در تعامل نزدیک با یکدیگر باشند اثر هر سیاست مناسبی، به‌سرعت در تمامی اجزایصنعت سنگ منتشر شده و می‌تواند آبستن توسعه آن باشد. تصور می‌کنم تا نخست به تعریف درست روابط و جایگزینی منافع ملی به‌جای منافع شخصی مبادرت نکنیم هیچ سیاستی نمی‌تواند در این سازوکار موثر واقع شود. تا وقتی معدن‌دار، کاخانه‌دار و بازرگان هریک برای منفعت خود در این بازار فعالیت می‌کنند تصور رسیدن به رقیبان پرتوان، توهمی بیش نیست. اگر فعالان نقاط مشترک منافع خود را بر هم منطبق کنند بسیاری از هزینه‌های واسطه‌ای از بین می‌رود، اگر معدن‌دار بداند فروش سنگ به کارخانه وطنی از مسیر درست با حداکثر منفعت روانه بازارهای خارجی می‌شود هیچ‌گاه اقدام به خام‌فروشی نمی‌کند. اگر کارخانه‌دار با معدن‌دار دست در دست هم بدهند قدرت برنامه‌ریزی تولیدکنندگان برای مقابله با چاش‌های بازار چند برابر خواهد شد و اگر همگی از این گلایه دارند که بازار مناسبی برای محصولشان وجود ندارد کافی است نوابغ بازرگانی کشور را سر میز مذاکره خود بیاورند. بازرگانانی که به‌خوبی از بازارهای مقصد، نیاز کشورها و نوع فرآوری مدنظر آن‌ها اطلاع دارند. تحت این شرایط وقتی یک سرمایه‌گذار از بیرون به این زنجیره تولید به‌هم پیوسته نگاه کند کافی است معادن را تجهیز کند. او می‌داند که خروجی نهایی آن صادرات سنگ فرآوری شده به‌روز، در بازار جهانی خواهد بود. اگر نیاز صنایع بهبود تکنولوژی است کارخانه‌داران می‌توانند در تعامل و شناخت سنگ معادن، همراه با شناخت نیاز بازار، اقدام به تجهیز هدفمند صنایع خود کنند . این امر به مثابه حرکت سیستمی و هدفمند در بهبود وضعیت صنعت ملی خواهد بود. اما حتی اگر همین امروز تمامی معادن را تجهیز کنیم هیچ تضمینی بر توسعه این صنعت نخواهد بود چون عدم هماهنگی بین ارکان این سیستم، این نگرانی را القاء می‌کند که ممکن است این منابع هرز رود، اگر کارخانجات را توسعه دهیم بیم آن را داریم که منابع مورد نیاز و با کیفیت در اختیار آن‌ها قرار نگیرد. واگر بازرگانان را روانه بازارهای جهانی کنیم همیشه این ترس را داریم که قیمت و کیفیت محصولاتمان پاشنه آشیل آن‌ها خواهد بود.

نخست باید فعالان در محافل گرم با روحیه همدلی کنار یکدیگر بنشینند و تعیین کنند چه کاری باید کرد و از چه کارهایی باید جلوگیری کرد. چگونه با یکدیگر بازارها را هدف قرار دهیم. چگونه سود و منافع را بین هم تقسیم کنیم. چگونه صدایی بلند و هم‌گرا برای تعامل با مسئولان کشور و تصمیم‌سازان داشته باشیم. اگر این رویکرد و این تفکر در صنعت سنگ حاکم شود مطمئن باشید به جاذبه‌ای برای هدایت منابع دولت یا حتی بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری تبدیل خواهد شد. امید دارم در نمایشگاه‌های بعدی این روحیه تعاون و همکاری بین همه دوستان فعال در این حوزه را ببینم و وضعیت صنعت سنگ کشور بر جایگاه حقیقی خود منطبق شود.